نسبت هاي مالي چيستند وچه كاربردي دارند؟

نسبت هاي مالي چيستند وچه كاربردي دارند؟ < حوزه مالی < اطلاعات پایه و مفهومی

1483 | نسبت هاي مالي چيستند وچه كاربردي دارند؟

تاریخ ثبت : 1392 آبان دوشنبه, 13

نسبت های مالی(Financial Ratios) را می توان از جمله ابزار سودمند در تعیین ﻣﻮﻗﻌﻴﻴﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ به حساب اورد. نسبت های مالی آنچنان که از نام آن پیدا است با در اختیار دادن نسبت برخی از اقلام مهم مالی درک درستی از واقعیت های مهم در بازه نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت را بدست می دهند. با بررسی و تحلیل نسبت های مالی می توان به آسیب شناسی فعالیت مالی یک شرکت نیز دست یافت. ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي  ﻣﺎﻟﻲ  به چهار گروه عمده تقسیم می شوند:  
1- ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ: این نسبت ها ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ و ﻗﺪرت شرکت را در ﭘﺮداﺧﺖ بدهی های کوتاه مدت در سر رسید را اندازه گیری نموده و خود به دو زیر گروه تقسیم می شوند. 
      1-1-نسبت جاری یا نسبت سرمایه درگردش  که از تقسیم دارائیهاي جاري به بدهیهاي جاري بدست می آید و به عنوان شاخص        
         توانایی  شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت از محل دارائیهاي جاري به حساب می اید. این نسبت نشان می دهد که بستانکاران 
         می توانند اطمینان داشته باشند که مطالبات آنان در سررسید پرداخت می گردد واحد این نسبت، عددی مثبت  و معمولا بزرگتر از یک 
         است که البته هر چه بیشتر باشد از نظر اعتباردهندگان بهتر است.
       1-2: ﻧﺴﺒﺖ آﻧﻲ:این نسبت از تقسیم دارائیهاي سریع بر جمع بدهیها بدست می آید، دارائیهاي سریع شامل وجوه نقد و بانک، اوراق بهادار کوتاه 
            مدت و حسابهاي دریافتنی است، اقلامی همچون موجودي کالا، پیش پرداختها در  محاسبه این نسبت لحاظ نمی شود تا            
            بستانکاران و اعتباردهندگان کوتاه مدت بهتر بتوانند نقدینگی واحد تجاري را در بازپرداخت بدهی ها ارزیابی کنند.
2:ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ: با این نسبت  می توان میزان ﻛﺎرآﻳﻲ یک  ﺷﺮﻛﺖ را در ﻛﺎرﺑﺮد  منابع خود اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي نمود و خود به چهار شاخص 
  تقسیم نمی گردند
         2-1- گردش موجودی :این نسبت از  تقسیم بهاي تمام شده کالاي فروش رفته بر متوسط موجودي یک دوره مالی بدست می آید 
            (دقت گردد که بهاي تمام شده کالاي فروش رفته با عدد فروش اشتباه نگرددچرا که فروش در برگیرنده سود می باشد). 
            پایین بودن این نسبت ممکن است ناشی از کاهش فروش یا افزایش موجودي طی دوره باشد افزایش موجودي طی دوره 
            عواقبی همچون افزایش هزینه نگهداري و جریان خروجی نقدي در بر دارد. گردش بالاي موجودي ممکن است مشکلات            
            کسري موجودي در پاسخگویی به نیازهاي مشتریان را ایجاد نماید. 
          2-2- گردش حسابهاي دریافتنی: این نسبت  از تقسیم خالص فروش نسیه بر متوسط حسابهاي دریافتنی به دست می آید. در 
              عمل  صورت کسر بدلیل آنکه اغلب شرکت ها فروش نسیه را به طور جداگانه گزارش نمی کنند، جمع فروش هاي طی دوره است .
         2-3-متوسط دوره وصول مطالبات: این نسبت متوسط روزهایی که طول می کشد تا فروش نسیه وصول شود را بیان می کند و از 
             تقسیم عدد 360 روز برگردش بدهکاران بدست میآید.
         2-4- گردش جمع دارائی ها: این نسبت از تقسیم خالص فروش بر متوسط دارائی ها در یک دوره مالی بدست می آید. این نسبت بر 
             چگونگی بهره وري ازدارائیها تاکید دارد. 
3: ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي اﻫﺮﻣﻲ: ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﺠﺎد ﺑﺪﻫﻲ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. در واﻗﻊ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻧﻴﺎزﻫﺎي
ﻣﺎﻟﻲ ﺧﻮد را از ﻣﻨﺎﺑﻊ دﻳﮕﺮان ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و در دو شاخص دسته بندی می گردند. 
         3-1 -نسبت جمع بدهی ها به جمع دارائیها:  این نسبت توانائی شرکت در تحمل کاهش خالص دارائی ها براثر زیان هاي وارده بدون به 
             مخاطره افتادن منابع اعتبار دهندگان رانشان می دهد، هر چقدراین نسبت بالا باشد، نشان دهنده ریسک بالاي اعتبار دهندگان 
             می باشد. عدد قابل قبولبرای این نسبت بستگی به ثبات سودآوري در طول سال های مختلف دارد هر چه ثبات سودآوري 
             تاریخی بیشتر باشد اعتبار دهندگان و سرمایه گذاران نسبت هاي بالاتري را تحمل خواهند کرد .
        3-2-نسبت دفعات پرداخت بهره :این نسبت بطور معمول از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات بر هزینه بهره بدست می آید  . این 
            نسبت براي ارزیابی توان واحد تجاري در پرداخت هزینه بهره سالانه کاربرد دارد. 
4- ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﺳﻮد آوري : ﻣﻴﺰان ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ را درﻛﺴﺐ ﺳﻮد و ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺎﻣﻴﻦ آن از ﻣﺤﻞ درآﻣﺪ، ﻓﺮوش و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري را ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲ دﻫﺪ و بسته به نوع تحلیل در هفت شاخص دسته بندی می گردند. 
       4-1-نسبت سود خالص به فروش: این نسبت از تقسیم سود خاص بر فروش خالص  بدست میآید و میزان بازدهی را به ازاي هر 
           ریال از فروش نشان میدهد.  ضعف این نسبت آنست که بسیاري از هزینه ها همانند هزینه تامین مالی که در محاسبه سود 
           خالص لحاظ شده اند ارتباطی به فعالیت فروش نداشته ولی در عدد نسبت ظاهر می گردد. 
        4-2-نسبت سود عملیاتی به فروش: این نسبت از تقسیم سودعملیاتی به فروش خالص بدست می آید اقلام غیر عملیاتی همچون 
            درآمد و هزینه بهره، سود و زیان واگذاري دارائیها در محاسبه سود عملیاتی منظور نمی شود این نسبت معیار قویتري براي 
            ارزیابی سودآوري و فروش است.
       4-3-نسبت سود خالص به متوسط دارائیها: این نسبت از تقسیم سود خالص به جمع دارائیها بدست میآید و معیار بهتري براي 
          سنجش سودآوري شرکت در مقایسه با نسبت سود خالص به فروش و نسبت سود عملیاتی است زیرا توان مدیریت را در بکار 
          گیري موثر از دارائیها در ایجاد سود خالص نشان میدهد.
       4-4- نسبت بازده حقوق صاحبان سهام: این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز بر متوسط حقوق صاحبان سهام 
            بدست می آید .این نسبت میزان موفقیت مدیریت را در حداکثر نمودن بازده سهامداران عادي نشان میدهد
       4-5-در آمد هر سهم: این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز برتعداد سهام عادي بدست می آید.
          روند افزایش این نسبت مبین رشد واحد تجاري است که از دیدگاه سرمایه گذاران رشد بالقوه بسیار مطلوب است و روند 
          کاهشی سرمایه گذاران و سهامداران را نگران خواهد کرد.
       4-6-نسبت قیمت به سود: این نسبت از تقسیم ارزش بازار به سود هر سهم بدست می آید
       4-7 -بازده سود سهام: این نسبت از تقسیم سود عادي برارزش بازرارهر سهم بدست می آید
  
نرم افزار هاى مرتبط :
مطالب مرتبط :