حوزه مالی

به حجم پول در گردش نقدینگی گفته می شود. حجم پول در گردش شامل دو مولفه پایه پولی (Monetary Base) و ضریب فزاینده پولی است. پایه پولی یا همان پول پر قدرت به مجموع اسکناس و مسکوک در گردش به علاوه سپرده بانکها نزد بانک مرکزی گفته می شود ولی این عامل به تنهایی حجم پول در گزدش را تعیین نمی کند و ضریب فزاینده پولی ناشی از فعالیت های بانکهای تجاری و تعاملات اقتصادی مردم نیز به عنوان مولفه مهم نقدینگی عمل می کند به گونه اییکه اگر نرخ ذخیره قانونی بانکها نزد بانک مرکزی برایر (r) باشد حجم پول در گردش برایر نسبت پایه پولی (D) به نرخ ذخیره می باشد. به عبارتی حجم پول در گزدش برابر (D/r) خواهد بود.
واضح است که هر قدر نرخ ذخیره قانونی بانکها نزد بانک مرکزی بیشتر باشد قدرت تولید پول بانکها تضعیف شده و حجم کلی نقدینگی به سمت مقدار پایه پولی میل می کند.
نکته 1: عوامل تاثیر گذار در نقدینگی پنج رکن بانک مرکزی، نظام بانکی، مردم، دولت و بخش خارجی است.
نکته 2: حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد. در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم با رکود در تولید خواهد شد.
SWIFT (Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunications) شبکه جهانی ارتباطی جهت انجام تراکنش های امن مالی بین بانکی است. این سازمان در سال 1974 توسط هفت بانک بزرگ بین المللی تشکیل شد که هدف اصلی آن فائق آمدن بر مشکلات تلکس در ارسال پیام های بین بانکی بود مقر اصلی این سازمان در بروکسل واقع است و هم اکنون بیش از 10000 کاربر از 212 کشور دنیا در این شبکه عضویت دارند و روزانه بالغ بر 18 میلیون پیام جهت انجام تراکنشهای مالی از طریف این شبکه منتقل می شوذ. گرچه کاربری اولیه این شبکه صرفا برای بانک ها در نظر گرفته شده بود ولی اکنون سایر موسسات فعال در زمینه های مالی و صرافی عضو این شبکه جهانی هستند. 
نسبت های مالی(Financial Ratios) را می توان از جمله ابزار سودمند در تعیین ﻣﻮﻗﻌﻴﻴﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ به حساب اورد. نسبت های مالی آنچنان که از نام آن پیدا است با در اختیار دادن نسبت برخی از اقلام مهم مالی درک درستی از واقعیت های مهم در بازه نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت را بدست می دهند. با بررسی و تحلیل نسبت های مالی می توان به آسیب شناسی فعالیت مالی یک شرکت نیز دست یافت. ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي  ﻣﺎﻟﻲ  به چهار گروه عمده تقسیم می شوند:  
1- ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ: این نسبت ها ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ و ﻗﺪرت شرکت را در ﭘﺮداﺧﺖ بدهی های کوتاه مدت در سر رسید را اندازه گیری نموده و خود به دو زیر گروه تقسیم می شوند. 
      1-1-نسبت جاری یا نسبت سرمایه درگردش  که از تقسیم دارائیهاي جاري به بدهیهاي جاري بدست می آید و به عنوان شاخص        
         توانایی  شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت از محل دارائیهاي جاري به حساب می اید. این نسبت نشان می دهد که بستانکاران 
         می توانند اطمینان داشته باشند که مطالبات آنان در سررسید پرداخت می گردد واحد این نسبت، عددی مثبت  و معمولا بزرگتر از یک 
         است که البته هر چه بیشتر باشد از نظر اعتباردهندگان بهتر است.
       1-2: ﻧﺴﺒﺖ آﻧﻲ:این نسبت از تقسیم دارائیهاي سریع بر جمع بدهیها بدست می آید، دارائیهاي سریع شامل وجوه نقد و بانک، اوراق بهادار کوتاه 
            مدت و حسابهاي دریافتنی است، اقلامی همچون موجودي کالا، پیش پرداختها در  محاسبه این نسبت لحاظ نمی شود تا            
            بستانکاران و اعتباردهندگان کوتاه مدت بهتر بتوانند نقدینگی واحد تجاري را در بازپرداخت بدهی ها ارزیابی کنند.
2:ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ: با این نسبت  می توان میزان ﻛﺎرآﻳﻲ یک  ﺷﺮﻛﺖ را در ﻛﺎرﺑﺮد  منابع خود اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي نمود و خود به چهار شاخص 
  تقسیم نمی گردند
         2-1- گردش موجودی :این نسبت از  تقسیم بهاي تمام شده کالاي فروش رفته بر متوسط موجودي یک دوره مالی بدست می آید 
            (دقت گردد که بهاي تمام شده کالاي فروش رفته با عدد فروش اشتباه نگرددچرا که فروش در برگیرنده سود می باشد). 
            پایین بودن این نسبت ممکن است ناشی از کاهش فروش یا افزایش موجودي طی دوره باشد افزایش موجودي طی دوره 
            عواقبی همچون افزایش هزینه نگهداري و جریان خروجی نقدي در بر دارد. گردش بالاي موجودي ممکن است مشکلات            
            کسري موجودي در پاسخگویی به نیازهاي مشتریان را ایجاد نماید. 
          2-2- گردش حسابهاي دریافتنی: این نسبت  از تقسیم خالص فروش نسیه بر متوسط حسابهاي دریافتنی به دست می آید. در 
              عمل  صورت کسر بدلیل آنکه اغلب شرکت ها فروش نسیه را به طور جداگانه گزارش نمی کنند، جمع فروش هاي طی دوره است .
         2-3-متوسط دوره وصول مطالبات: این نسبت متوسط روزهایی که طول می کشد تا فروش نسیه وصول شود را بیان می کند و از 
             تقسیم عدد 360 روز برگردش بدهکاران بدست میآید.
         2-4- گردش جمع دارائی ها: این نسبت از تقسیم خالص فروش بر متوسط دارائی ها در یک دوره مالی بدست می آید. این نسبت بر 
             چگونگی بهره وري ازدارائیها تاکید دارد. 
3: ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي اﻫﺮﻣﻲ: ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﺠﺎد ﺑﺪﻫﻲ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. در واﻗﻊ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻧﻴﺎزﻫﺎي
ﻣﺎﻟﻲ ﺧﻮد را از ﻣﻨﺎﺑﻊ دﻳﮕﺮان ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و در دو شاخص دسته بندی می گردند. 
         3-1 -نسبت جمع بدهی ها به جمع دارائیها:  این نسبت توانائی شرکت در تحمل کاهش خالص دارائی ها براثر زیان هاي وارده بدون به 
             مخاطره افتادن منابع اعتبار دهندگان رانشان می دهد، هر چقدراین نسبت بالا باشد، نشان دهنده ریسک بالاي اعتبار دهندگان 
             می باشد. عدد قابل قبولبرای این نسبت بستگی به ثبات سودآوري در طول سال های مختلف دارد هر چه ثبات سودآوري 
             تاریخی بیشتر باشد اعتبار دهندگان و سرمایه گذاران نسبت هاي بالاتري را تحمل خواهند کرد .
        3-2-نسبت دفعات پرداخت بهره :این نسبت بطور معمول از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات بر هزینه بهره بدست می آید  . این 
            نسبت براي ارزیابی توان واحد تجاري در پرداخت هزینه بهره سالانه کاربرد دارد. 
4- ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﺳﻮد آوري : ﻣﻴﺰان ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ را درﻛﺴﺐ ﺳﻮد و ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺎﻣﻴﻦ آن از ﻣﺤﻞ درآﻣﺪ، ﻓﺮوش و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري را ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲ دﻫﺪ و بسته به نوع تحلیل در هفت شاخص دسته بندی می گردند. 
       4-1-نسبت سود خالص به فروش: این نسبت از تقسیم سود خاص بر فروش خالص  بدست میآید و میزان بازدهی را به ازاي هر 
           ریال از فروش نشان میدهد.  ضعف این نسبت آنست که بسیاري از هزینه ها همانند هزینه تامین مالی که در محاسبه سود 
           خالص لحاظ شده اند ارتباطی به فعالیت فروش نداشته ولی در عدد نسبت ظاهر می گردد. 
        4-2-نسبت سود عملیاتی به فروش: این نسبت از تقسیم سودعملیاتی به فروش خالص بدست می آید اقلام غیر عملیاتی همچون 
            درآمد و هزینه بهره، سود و زیان واگذاري دارائیها در محاسبه سود عملیاتی منظور نمی شود این نسبت معیار قویتري براي 
            ارزیابی سودآوري و فروش است.
       4-3-نسبت سود خالص به متوسط دارائیها: این نسبت از تقسیم سود خالص به جمع دارائیها بدست میآید و معیار بهتري براي 
          سنجش سودآوري شرکت در مقایسه با نسبت سود خالص به فروش و نسبت سود عملیاتی است زیرا توان مدیریت را در بکار 
          گیري موثر از دارائیها در ایجاد سود خالص نشان میدهد.
       4-4- نسبت بازده حقوق صاحبان سهام: این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز بر متوسط حقوق صاحبان سهام 
            بدست می آید .این نسبت میزان موفقیت مدیریت را در حداکثر نمودن بازده سهامداران عادي نشان میدهد
       4-5-در آمد هر سهم: این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز برتعداد سهام عادي بدست می آید.
          روند افزایش این نسبت مبین رشد واحد تجاري است که از دیدگاه سرمایه گذاران رشد بالقوه بسیار مطلوب است و روند 
          کاهشی سرمایه گذاران و سهامداران را نگران خواهد کرد.
       4-6-نسبت قیمت به سود: این نسبت از تقسیم ارزش بازار به سود هر سهم بدست می آید
       4-7 -بازده سود سهام: این نسبت از تقسیم سود عادي برارزش بازرارهر سهم بدست می آید
سرعت گردش پول(Money Velocity) تعداد دفعاتی است که پول در یک دوره زمانی معین دست به دست می شود. به بیانی ساده تر گردش پول تکرار ثابت و یکنواخت یک پروسه اقتصادی است. کالا همواره در دست فروشنده است و پول به منزله وسیله خرید در دست خریدار. پول کالا را از خریدار به فروشنده انتقال می دهد و خود از دست خریدار خارج می شود و در دست فروشنده قرار می گیرد تا باز همان پروسه را با کالایی دیگر از سر گیرد. به این تعداد دفعات دست به دست شدن پول در یک دوره زمانی معین سرعت گردش پول می گویند. سرعت گردش پول به عواملی از جمله وضع اقتصادی از نظر رکودی یا تورمی بودن، تواتر معاملات، ارزش پول، حجم داد و ستد و شرایط اعتبار و وام دهی بستگی دارد. سرعت گردش پول از فرمول زیر قابل محاسبه است:
                                             (نقدینگی بخش خصوصی)/(تولید ناخالص ملی به قیمت جاری)=سرعت گردش پول
 
فرمول بالا نشان می دهد که هر قدر حجم نفدینگی بیشتر شود و یا هر قدر ارزش مجموع کل کالا و خدمات تولیدی کمتر شود، سرعت گردش پول کاهش خواهد یافت به عبارتی کاهش سرعت گردش پول توجیه کننده رکورد در تولید و یا افزایش حجم نقدینگی است.  باید توجه داشت که سرعت گردش پول در حالتهایی که انتظارات تورمی در جامعه وجود نداشته باشد پایدار است. و در شرایط تورمی معمولا سرعت گردش پول افزایش می یابد.
 
مطابق با ماده 35 قانون محاسبات عمومی کشور، کارپرداز ماموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت دستگاه ذیربط به این سمت منصوب می شود و نسبت به خرید و تدارک کالاها و خدمات مورد نیاز طبق دستور مقامات مجاز با رعایت مقررات اقدام می نماید.
 
موارد 1 تا 5 از 55 مورد
 |<  < 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10  >  >|